این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
از نخستین سالهای پس از انقلاب، این گزاره به یک پیشفرض غیرقابل مناقشه تبدیل شد که بهره بانکی همان ربا است؛ بنابراین، نظام بانکداری متعارف باید کنار گذاشته شود و بانکداری بدون ربا جایگزین آن شود. بر همین اساس، قانون عملیات بانکی بدون ربا تصویب شد و بانکها موظف شدند روابط اعتباری خود را در قالب مجموعهای از عقود شرعی مانند فروش اقساطی، مشارکت، مضاربه، سلف، جعاله و سایر قراردادهای فقهی تنظیم کنند. این رویکرد بر یک پارادایم استوار بود؛ پارادایمی که تغییر آن، دستکم از نگاه طراحان اولیه، نه ممکن بود و نه مشروع. اگر بهره همان ربا باشد، راهی جز حذف بهره و جایگزینی آن با قراردادهای شرعی باقی نمیماند. اما اکنون، پس از گذشت بیش از چهار دهه، پرسش مهمی پیش روی ما قرار دارد. آیا تجربه عملی این نظام توانسته است اهداف اولیه خود را محقق کند؟ …













